خرید بک لینک

همیشه جنگ پایان ماجرا نیست

گلوله ها، راه خودشان را طی می کنند و

سربازان در خواب های فرضی خود

پیر می شوند...

باچشم های بسته راه می افتم

شاید بهتر بود چشم هایت را بر می داشتم

تا دیگر در هیچ جنگی شکست نخورم...

از شما چه پنهان

دارم به سربازی فکر می کنم که

هیچ گاه نجنگید و

ذره ذره در آغوش معشوقه ی خیالی اش

شکست خورد...

برچسب: جنگ امیرالمومنین با جنیان,جنگ امیرالمومنین با اجنه,جنگ امیرالمومنین,جنگ امیر قلعه نویی,امیر جنگ بختیاری,امیر بهادر جنگ,جنگ های امیرالمومنین,امیر جنگ,داستان جنگ امیر المومنین,نام اولین جنگ امیرالمومنین, نویسنده: بهنام محبی تاريخ: جمعه 2 مهر 1395 ساعت: 6:00

من بفکر غزلی در خور چشمان توأم

تو ولی چشم به شعر و غزلم میبندی

من پر از ولوله ی داشتنت هستم و تو

روز و شب فکر سفر از دل بیتاب منی

برچسب: فکر کن سفره ماهی پیری,چرا فکر سفر کردی,آهنگ چرا فکر سفر کردی,شاید از فکر سفر برگردی امشب,فکر بکر سفره هفت سین,شنیده ام فکر سفر کرده ای,ما هو فكر سفر الحوالي, نویسنده: بهنام محبی تاريخ: پنجشنبه 1 مهر 1395 ساعت: 4:43

در مصافش غالبا مغلوب و دل افسرده ای

عشق هر کاری بخواهد را به قرآن می کند!

برچسب: نویسنده: بهنام محبی تاريخ: پنجشنبه 1 مهر 1395 ساعت: 4:43

شاخص و حرمت انسان فقط آزادیستگوهر عقل نماینده ی هر آبادیست از نگاه من و تو رنگ جهان یکسان نیستاختلاف نگرش در علما هم عادیست بپذیریم که اندیشه ی ذهنی ، ذهنیستشیر واحد شده ، اندیشه ی استبدادیست با تفاوت بپذیریم که هستیم همهدر سکوت دگران هم به خدا فریادیست حق ما نیست که از گریه به جایی برسیمبه جهان راز سلامت ، کُنشی از شادیست پله پله قدم آهسته گذاریم به مهررنج ما از دگران در نگه الحادیست ما خدای دگران را به قضاوت نبریمجهت پرچم هر کس به مسیر بادیستادامه مطلب

برچسب: تفاوت های زن و مرد,تفاوت های فردی,تفاوت هاب و سوئیچ,تفاوت هارد ssd با hdd,تفاوت هاست لینوکس با ویندوز,تفاوت های فردی دانش آموزان,تفاوت های شیعه و سنی,تفاوت های حکیمانه,تفاوت هاشور و تاتو,تفاوت هاب و سوئیچ و روتر, نویسنده: بهنام محبی تاريخ: پنجشنبه 1 مهر 1395 ساعت: 4:42

بغض که می کنمقلم به جای مناشک می ریزددلتنگی که میکنمقلم به جای من میمیردعاشقی که می کنمقلم عجیب شاعری میکندعمریست قلم تاوان پس می دهدچه صبور است چیزی نمی گویدعاشقانه به پایم مانده استیا شاید هم به من عادت کردهمی دانم خسته شدهاما باز بی وفایی نمی کندشاید هم میداندوجودم به تار و پودش گره خوردهتنهایم نمی گذاردنمی دانمشاید روزی قلم را آزاد کردمشاید روزی از نوشتن دست کشیدم نمی دانمشایدادامه مطلب

برچسب: قلم به جای موس,قلم نوری به جای موس, نویسنده: بهنام محبی تاريخ: پنجشنبه 1 مهر 1395 ساعت: 4:42

کلافه گشت و دوباره به آب و تاب افتادو چند قطره ی اشکی که رویِ قاب افتاد دلش شبیه قدم هایِ شعر، می رقصیدوالتهابِ نگاهش، بر آفتاب افتاد دِرَنگ کرد و نکرد آن چنان که وِلوله ایبه جانِ خسته ی این بیت های ناب افتاد شبی پرید و از این جا به آسمان ها رفتو پلک های نجیبش که با شتاب، افتاد چکید رویِ غزل از نگاه شب، اشکیو اضطراب و تنِش هم به جان خواب افتاد میان آینه، لختی دوید و بعد از آنبه یادِ خاطره ای تلخ، با طناب افتاد دوباره قصه ی رفتن، دوباره لرزش اشکز چشمِ شاعر بیچاره، بی نقاب افتادادامه مطلب

برچسب: قصه رفتن,قصه رفتن تو,قصه رفتنت,قصه رفتن تو اخه باور ندارم,همیشه قصه رفتن نیست,قصه تلخ رفتن,همیشه قصه رفتن نیست یه جایی,هميشه قصه رفتن نيست,قصه بودن و رفتن,قصه ی رفتن, نویسنده: بهنام محبی تاريخ: پنجشنبه 1 مهر 1395 ساعت: 4:42

لبالب می شوم از مهربانی چون تو را دارمتو را دارملبالب می شود چشمان دیدارمچه داری اینچنین مستم پر از " می " می شود دستمچو دستت را به دستانم ولو یک لحظه بسپارمشب و چشم سیاه و گیسوان مشکین ، چه ترکیبی !من اما روز ها در خوابِ هر دو سخت بیدارم نفس دلتنگیت را دوست دارد وقت بر گشتنتو را ای همنفس با بوسه های داغ بشمارم چه می شد فرصتی دیگربه آغوش تو بر گردمنخواهم لحظه ای هم بر زمینت باز بگذارمچه زیبایت نوشته مثل یک دیباچه ی زرینتمام فصل فصلت را سپردی دست افکارمتو اما مثل شب بو گوشه ی ایوان تنهایم، نمایانیمنم عاشق ترین همسایه ی چسبیده بردیوار و ایوانمادامه مطلب

برچسب: چون تو را نوح است کشتیبان,چون تو را سودای سربالا نبود,چون تو را دیدم مرضیه,چون تو را نوح است کشتیبان غم مخور,چون تو را می نگرم,چون تو را دوست دارم,چون تو یک راهب نیستی,تو را چون آرزوهایم,تو را چون بادبادک دوست دارم, نویسنده: بهنام محبی تاريخ: پنجشنبه 1 مهر 1395 ساعت: 4:42

این شهر چرا خالیست ، این کوچه پر از سنگ است ؟هر خانه که می بینی ، خالی شده از جنگ است مو سیقی لالایی خوابیده پس از قرنیاین قرن جدید انگار ، با جنگ هماهنگ است بودای قشنگ شهر ، ترکیده ز بیخ و بن ناقوس کلیسا ها ، چندیست بد آهنگ است تو حید زلال اما ، گردیده اسیر شرکبی رنگ ترین معبد ، آلوده به صد رنگ است شاید که صلیبی نیست ، یا مرد صلاح الدینشطرنج سیاست را ، صد حیله و نیرنگ است دریای خروشان و غوغای مهاجر هاستخوابیدن کودک ها در ساحل نیرنگ است از دور تماشائیست ، آن شهر که رویائیستپس کوچه ی غربی ها ، تاریک و بسی تنگ است این ما به کجا اکنون ، این جنگ چرا حالا؟این شهرادامه مطلب

برچسب: ققنوس شرقی گشت,ققنوس شرقی گشت کرج,ققنوس شرقی,آژانس ققنوس شرقی,آژانس هواپیمایی ققنوس شرقی گشت, نویسنده: بهنام محبی تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 1:58

غروب... ساعت شش، انتظارِ دلتنگینشسته بود زنی از تبارِ دلتنگی دلش دَوام نیاورد آسمان باشدو رفت با غزلی از غُبارِ دلتنگی ببین که فرصت مُردن نداشت حتی زن!میانِ ثانیه ها و مزارِ دلتنگی دلش نخواست بگوید: که دوستت دارماگرچه بود زبانش، دچارِ دلتنگی نگاه کرد به مرد و تنش که عریان بودشکُفت خاطره ها در بهارِ دلتنگی و مرد خواست بگوید که ناگهان برخاستلَبالَب از هیجان و فِشارِ دلتنگی سکوت بود و صدایی به گوش می آمدصدای هِق هِق مردی، کنارِ دلتنگیادامه مطلب

برچسب: دلتنگی امیر جاهد,دلتنگی شاهین امیری,دانلود آهنگ دلتنگی امیر جاهد,دلتنگی احسان خواجه امیری,شاهین امیری دلتنگی دانلود,دانلود آهنگ دلتنگی امیر یگانه,دلتنگی از شاهین امیری,شاهین امیری دلتنگی متن ترانه,امیرجاهد دلتنگی,دوباره دلتنگی امیر عباسی, نویسنده: بهنام محبی تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 1:58

تمام خوابهای
شبانه اش را
سقط میکند
زنی
که ترجیح میدهد
برای زندگی
در آینه
ماه
بماند

برچسب: ماهنامه آينه خيال,ماهنامه آینه خیال,ماهنامه آینه پژوهش,آینه بین ماهر,دو ماهنامه آینه پژوهش,دو ماهنامه آینه خیال,mirror ماهو, نویسنده: بهنام محبی تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 1:58

من...غرق تماشای توام...و تو...چه سرد...مرا می بینی...و چه لرزان...نامم را...می خوانی...ولی من...سکوت کرده ام...نزدیک می شوی...به من...و من...نه...بلکه اشکها...گونه هایت را...می بوسند...و آرام آرام...به لب هایت...می رسند...و به جای من...لبهایت را...می بوسند...و من...باهمان...سکوتی که به لب...دوخته ام...نگاهت می کنم...سردیه دستانت را...احساس می کنم...وقتی که مرا...لمس می کنی...و نوازش می کنی...زیرلب با بغض...روبه من می گویی...دلت برایم تنگ شده...و مرا...به آغوش می کشی...ومرا...می بوئی...ومرا...می بوسی...خیره به چشمانم...می پرسی از من...چرا...تنهایت گذاشته ام...و من...مات چشمان زیبای تو...لب به سکوت...بسته اادامه مطلب

برچسب: سکوت رسول خدا, نویسنده: بهنام محبی تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 1:58

این روز ها زیاد میخوابم
به امید آن که
بیدار شوم
و
ببینم
من و تو
فقط کابوس بوده ایم

برچسب: نویسنده: بهنام محبی تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 1:58

وقتی کنارم نیستی از درد لبریزمباید که از این زخم ها قدری بپرهیزم من سال ها در گُور خود بی شعر خوابیدمشاید که با یک بوسه ات از جای برخیزم گاهی تو را می آورم از روزهای دورقدری غزل می خوانی و هی اشک می ریزم گم گشته ای در لایِ تقویم غزل هایمای کاش می شد تا تو را بر گردن آویزم چون گِردبادی زخم خورده، گیج و سرگردانرَد می شوم از روزهایت... مثلِ پاییزم خوابم نمی آید در این شب های تنهاییبا دست های بسته ام، هر شب گلاویزم بیهوده می گردی به دنبالم... گریزانمحالم بد است این روزها، از درد لبریزمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهنام محبی تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 6:07

در سکوتم ، چه قدر لذت آواز تو هست
زیر و بم های تو و ، زمزمه ی ساز تو هست

تا تو هستی به دلم کوچه ی بن بستی نیست
شهر در نوبت دیدار پر از ناز تو هست

بال بگشای بر این قله ی پیر پدری
که مرا دیر زمانیست که پرواز تو هست

چه کنم رخوت ایام مرا داده سکوت
شاد بختی ، که تو و عشوه و طناز تو هست

نیست ایام غمی ، گرچه که آیند و روند
سر خوشم آخر هر فصل ، سر آغاز تو هست

برچسب: ناز تو و نیاز من,ناز تو,ناز تو نیاز من,نازتو دیگه خریدار نداره,ناز توپ,ناز تو ابریشم چین,ناز ناز تو نگات اندی,تو ناز میکنی محسن چاوشی,تو ناز میکنی چاوشی,تو ناز میکنی, نویسنده: بهنام محبی تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 6:07

دلم می خواهد آوازی بخوانم ، یاد آن شب ، یاد آن شب هانُتی پایین با سازی بخوانم ، یاد آن شب ، یاد آن شب ها در آمد ، شور ، قدری اصفهان و گوشه ی شیدا تو را با عشوه و نازی بخوانم ، یاد آن شب ، یاد آن شب ها گهی قانون بر گیرم ، گهی بربط در آغوشمتو را با رقص و طنازی بخوانم ، یاد آن شب ، یاد آن شب ها تو آ ن تصنیف زیبایی که بر سازم چو بنشینیشود با هر سر آغازی بخوانم ، یاد آن شب ، یاد آن شب ها شبی لبنان شوم ، یا فاتح مصرت نمی دانمتو را با شیوه ی تازی بخوانم ، یاد آن شب ، یاد آن شب هاادامه مطلب

برچسب: یاد آن شب که صبا,یاد آن شب پروین,یاد آن شبها و یلداها بخیر,یاد آن شب,یاد از آن شب پروین,پدر جان یاد آن شبها,یاد باد آن شب بارانی,یاد شبهای بقیع,یاد باد آن صحبت شبها, نویسنده: بهنام محبی تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 6:07

صفحه بندی